تبلیغات
عکس , موزیک , فیلم و ...
 
عکس , موزیک , فیلم و ...
در همه چیزی هنر و عیب هست * عیب مبین تا هنر آری به دست
                                                        
درباره وبلاگ

در همه چیزی هنر و عیب هست
عیب مبین تا هنر آری به دست
مدیر وبلاگ : HN54 persian

عضویت در خبر نامه وبلاگ . آدرس ایمل خود را در کادر زیر وارد کنید :

Delivered by FeedBurner

نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 27 فروردین 1392 :: نویسنده : HN54 persian

آدرس جدید وبلاگ
اینجا كلیك كنید
 
ART24.Blog.ir



بازدید كننده گرامی
همه مطالب به آدرس
بالا انتقال یافت و
مطالب جدید هم در آدرس بالا قرار میگیرد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چند لحظه به این نوزاد نگاه کنید شما هم .......... :)





نوع مطلب : عکس و عکاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 12 فروردین 1392 :: نویسنده : HN54 persian
ترانه ی ها بله ( شیرازی )
 با صدای حسین میری،

 شعر از بیژن سمندر






نوع مطلب : موزیك، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 6 فروردین 1392 :: نویسنده : HN54 persian





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




انجیر استهبان
انجیر استهبان


ادامه مطلب


نوع مطلب : عکس و عکاسی، کارهای خودم (عکس)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




الو سلام ... منزل خداست ؟!!


الو سلام منزل خداست؟

 

این منم مزاحمی که آشناست    

 

هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

 

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

 

شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

 

به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟

 

الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

 

خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟

 

چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر

 

صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

 

اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم

 

شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

 

دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم

 

پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست

 

الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم

 

دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

 

دوباره ...... تا خدا خداست


دانلود





نوع مطلب : شعر و ادبیات، موزیك، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 14 اسفند 1391 :: نویسنده : HN54 persian
تـو فقـط پـا بـزن ...

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...!




وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند.............


ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




  خفر(باب انار) حدود 80 کیلومتری شرق شیراز



ادامه مطلب


نوع مطلب : عکس و عکاسی، کارهای خودم (عکس)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است


پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.

و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی.

اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.

پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری، خدا هم گامی در غیرت برمی دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.

و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد.

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز.
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای.

اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است.

خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.

فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر.
راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!

(عرفان نظرآهاری)





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 19 بهمن 1391 :: نویسنده : HN54 persian
موزیك متن فیلم قصه پریا

دانلود





نوع مطلب : فیلم و سینما، موزیك، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نحوه بازرسی و مراقبت  از دومین پل مرتفع در آمریكا

این پل با  260 متر ارتفاع بر روی رودخانه كلورادو ساخته شده  و برای ساخت آن 114 میلیون دلار هزینه شده است



مرتفع ترین پل




ادامه مطلب


نوع مطلب : عکس و عکاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 بهمن 1391 :: نویسنده : HN54 persian
چه کسی در رو  بروم باز میکنه؟!

در اولین صبح عروسی ، زن و شوهر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند .

ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد .

ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت :

 نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم .

شوهر چیزی نگفت ، و در را برویشان گشود . اما این موضوع را پیش خودش نگه داشت .

سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد . پنجمین فرزندشان دختر بود .

 برای تولداین فرزند ، پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد .

مردم متعجبانه از او پرسیدند :

 علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟

مرد بسادگی جواب داد : چون این همون کسیه که  در رو  بروم باز میکنه!







نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 16 بهمن 1391 :: نویسنده : HN54 persian

دوتا فنجون دو جفت چشم برای ..... هیچی ولش کن


چی بگم ؟ بگم از چشمای گریون ، بی خیال ... هیچی ولش کن


روزهای برفی و آفتابی و ابری همشون تو رو یادم میاره 


اون روزای عاشقی ... هیچی ولش کن


می دونی وقتی دلم می گیره ، کجا میرم


شبونه میزنم تو کوچه ی ... هیچی ولش کن


صدای این تلفن تا درمیاد


می پرم تا بشنوم صدای ... هیچی ول کن


هنوزم وقتی می خوام برم ، یه جا فیلم ببینم


مثل اون وقتا میرم سینمای ... هیچی ولش کن


گاهی وقتا که هوا ابری میشه ، یاد قدیما می کنم


می زنم شبونه تو کوچه ها ... هیچی ولش کن


یادته شعرامو تو سر رسیدی گفته بودی


دادمش به دست تو ای بی وفا ... هیچی ولش کن


خونمون پنجره هاش رو به تموم تهرونه


همه جا مونده هنوز جاپاهای ... هیچی ولش کن


می دونی دلم گرفته به خدا خسته شدم


از همون لحظه اول به تو وابسته شدم


اما تو ... هیچی ولش کن


تو این دوره زمونه کم عشقی هست بمونه


تو گفتی عشق من و تو تا آخرش ... هیچی ولش کن


تموم عشقمو زندگیمو گذاشتم برات


یادته گفتی می مونم تا آخر باهات اما چرا رفتی ... بی خیال هیچی ولش کن


گفتم قلبم قابل نداره ورش دار ببر هرجا که میخوای


اما اینو بدون عالم عشق وفا نداره ولی تو گفتی ... هیچی ولش کن


گفتم دل من تنگه و غم تو قلبم یه عالمه


چرا دوستم نداری این همیشه سوالمه


بعدش تو گفتی ... هیچی ولش کن


آره لحظه جدایی پره از غم رهایی پره از بارون چشمام


دیگه هم تو رو ... هیچی ولش کن


می خوام بگم می سپارمت به سرنوشت


خدا خودش عشق ما را اینجور ... هیچی ولش کن


می خوام بگم می سپارمت به روزگار 


عشقت رو هم میدم به باد بعدشم ... هیچی ولش کن


حالا دیگه میگم برو خدا باهاته منم دعام باهاته


آخره قصه رو ، این دل شکسته رو هم ... هیچی ولش کن



دانلود فایل صوتی






نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




انتشار اولین تصاویر از درون کپسولی که -میمون فضانورد- را به فضا برد


[http://www.aparat.com/v/2QuP3]









نوع مطلب : فیلم و سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





هنوز ما نبودیم که آشنایت بودیم
هنوز نخواسته بودیم که تو را خواسته بودیم

هنوز کلام نمیدانستیم
و در فراق تو میگرستیم

 ما به پای تو نالیدیم
و در پای تو بالیدیم

 پیچکی در پای درخت استواری
شاخ و برگی بر دستان سرو بیداری

ای بیدها گیسو بیفشانید
 و به دست باد بسپارید

 ای سروها سر بر خاک بسایید
و بر این راه بر آیید

 آب بر راه زنید
 طعنه بر ماه زنید

 مَه من می آید .


 آن خطوط پیشانی آن زلف های عنبرین
 آن نرگس مست آن محراب ابرو

 آن گلگونه ها آن چاه زنخدان  آن لاله لبها
آن محاسن خضاب شده در حنای نور

آن چهره رحمانی
 آن نگاه آسمانی

 آن غمزه های نهانی
 و آن جلوه های عیانی

 تو را از همه آنچه دیده ایم در خیال و آورده ای در مقال تمیز میدهد

این یا ایها العزیز خدای را که تعارف نیست
ما حق داریم در تجلای تو دست از ترنج نشناسیم

 تو سزاوار ترینی بر این خطا
سوگند به تو که ما تو را برتر از عزیز مصر یافتیم

 ما تو را در هرقنوت خوانده ایم
 ما در غروب جمعه با تو بغض کرده ایم

ما پای در سفر کوی تو گذارده ایم
 ما بی تو سینه چاک کرده ایم

به بیابان زده ایم  برهنه پا بر پهنه صحرا دویده ایم
 با تو در سوز سرمای نیمه شب نجوا کرده ایم

ومنظومه آسمان بر این همه گواه ماست
 ما را از گل تو آفریده اند ولی هنوز از آب و گل بلا بیرون نیامده ایم

 پس نفخه ای در ما بدم و به مقام مِنّایمان شرافت ده

مه من می آید


چاه زنخدان = گودیِ چانه

خضاب شده= رنگ شده

مقام مِنا = منا اهل البیت علیه السلام










نوع مطلب : شعر و ادبیات، موزیك، 
برچسب ها : مه من می آید، ما حق داریم در تجلای تو دست از ترنج نشناسیم،
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 3 )    1   2   3